خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جور که بر عاشق بیسیم توان کردامروز بتم بر من سرگشته چنان کرد
۲
از بس که ستم کرد به من بر چو مرا دیدشرم آمدش از روی من و روی نهان کرد
۳
گفتم که چنان کن که دلم خون شود از غمتقصیر نکرد الحق و بشنید و چنان کرد
۴
گفتی که بده شرح که خود با تو چه کرد اوای دوست چه گویم که نه این کرد و نه آن کرد
صفحهٔ ۱ از ۲