شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری داردچه تدبیر ای مسلمانان دل من کافری دارد
۲
به خون من چرا کوشد سر زلفین خونخوارشمگر زلفش نمی‌خواهد که چون من چاکری دارد
۳
مرا گفتی گر از سنگی ترا غم نیست گرداندتو این معنی کسی را گو که از هستی دری دارد
۴
دل اندر وصل چو نبندم که وصل تو کسی یابدکه جز اشکش بود سیمی به جز چهره زری دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth