شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارداگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
۲
تو را که هر چه مرادست می‌رود از پیشز بی مرادی امثال ما چه غم دارد
۳
تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شببه خواب درنرود پادشا چه غم دارد
۴
خطاست این که دل دوستان بیازاریولیک قاتل عمد از خطا چه غم دارد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth