خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غلام آن سبکروحم که با من سر گران داردجوابش تلخ و پنداری شکر زیر زبان دارد
۲
مرا گر دوستی با او به دوزخ میبرد شایدبه نقد اندر بهشتست آن که یاری مهربان دارد
۳
کسی را کاختیاری هست و محبوبی و مشروبیمراد از بخت و حظ از عمر و مقصود از جهان دارد
۴
برون از خوردن و خفتن حیاتی هست مردم رابه جانان زندگانی کن بهایم نیز جان دارد
صفحهٔ ۱ از ۳