خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرا با آن لب شیرین شبی گر خلوتی باشدز وصلیش شکرها گویم ز بختم منتی باشد
۲
به دیداری و گفتاری زیار خویش خرسندمپس ار بوسی بود توفیر آن خود دولتی باشد
۳
همه جا نخواهد از عاشق لبش بوسی دریغ آردچنین یارست بسم الله کسی کِش رغبتی باشد
۴
مرا شیرین لبش بیجرم دشنام ار دهد هرگزنخواهم داد خویش از وی بلی تا فرصتی باشد
صفحهٔ ۱ از ۲