خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان من گوئی زتن می بگسلدیار من هرگه زمن می بگسلد
۲
رشته عهدی که خود بندد همیبی سبب هم خویشتن می بگسلد
۳
تافکند او دامن اندر پای حسنسرو دامن از چمن می بگسلد
۴
عشقبازی نیک داند دل و لیکاولین بازی رسن می بگسلد
صفحهٔ ۱ از ۲