خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگر نسیم سحر بوی یار من داردکه راحت دل امیدوار من دارد
۲
به پای سرو درافتادهاند لاله و گلمگر شمایل قد نگار من دارد
۳
نشان راه سلامت ز من مپرس که عشقزمام خاطر بیاختیار من دارد
۴
گلا و تازه بهارا تویی که عارض توطراوت گل و بوی بهار من دارد
صفحهٔ ۱ از ۲