خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر چو تو ترک در ختن بودیور چو تو سرو در چمن بودی
۲
در چمن بسکه سجده بردندیتاختن بس که تاختن بودی
۳
آفتاب از شفق براندی خونگرچو چشم تو تیغ زن بودی
۴
ناز چندین نکرده گرچهعاشق روی خویشتن بودی
صفحهٔ ۱ از ۲