خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۱۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو چه ترکی تو چه ترکی که به رخ فرّ هماییز منت شرم نیاید که به من رخ ننمائی
۲
من بیچاره مسکین که به هجر تو اسیرمتو خودم باز نپرسی که تو چونی و کجائی
۳
چه شکایت کنم از تو که تو خود نیک شناسیچه حکایت کنم از دل که تو خود در دل مائی
۴
کج دهی وعده و باور کنم آن را همه از تومن چنین ساده چرایم تو چنین شوخ چرائی
صفحهٔ ۱ از ۲