شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلبرا چشم من از اشک چو دریاچه کنیوزمن دلشده بیجرم تبرا چه کنی
۲
خون ما خود غم هجرت زره دید، بریختاینهمه قصد بخون ریختن ما چه کنی
۳
گرد مه مشگ کشیدی و دلم بربودیزلف را بازگره بر زده تا چه کنی
۴
گربجان از تو یکی بوسه بخواهم تنهابدهی بیجگری؟ یا ندهی تا چه کنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth