خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر گه که بر من آن بت عیار بگذردصد کاروان عالم اسرار بگذرد
۲
مست شراب و خواب و جوانی و شاهدیهر لحظه پیش مردم هشیار بگذرد
۳
هر گه که بگذرد بکشد دوستان خویشوین دوست منتظر که دگربار بگذرد
۴
گفتم به گوشهای بنشینم چو عاقلاندیوانهام کند چو پریوار بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳