شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کدام چاره سگالم که با تو درگیردکجا روم که دل من دل از تو برگیرد
۲
ز چشم خلق فتادم هنوز و ممکن نیستکه چشم شوخ من از عاشقی حذر گیرد
۳
دل ضعیف مرا نیست زور بازوی آنکه پیش تیر غمت صابری سپر گیرد
۴
چو تلخ عیشی من بشنوی به خنده درآیکه گر به خنده درآیی جهان شکر گیرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth