شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زنده شود هر که پیش دوست بمیردمرده دلست آن که هیچ دوست نگیرد
۲
هر که ز ذوقش درون سینه صفاییستشمع دلش را ز شاهدی نگزیرد
۳
طالب عشقی دلی چو موم به دست آرسنگ سیه صورت نگین نپذیرد
۴
صورتِ سنگین دلی، کُشندهٔ سعدیستهر که بدین صورتش کُشند نمیرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth