خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آه اگر دستِ دلِ من به تمنا نرسدیا دل از چنبرِ عشقِ تو به من وا نرسد
۲
غم هجران به سَویّتتر از این قسمت کنکاین همه درد به جانِ منِ تنها نرسد
۳
سروبالای منا! گر به چمن بَر گذریسروِ بالای تو را سرو به بالا نرسد
۴
چون تویی را چو منی در نظر آید هیهاتکه قیامت رسد این رشته به هم یا نرسد
صفحهٔ ۱ از ۳