خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حدیث در نیایی که لبت شکر نریزدنچمی که شاخ طوبی به ستیزه بر نریزد
۲
هوس تو هیچ طبعی نپزد که سر نبازدز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد
۳
دلم از غمت زمانی نتواند ار ننالدمژه یک دم آب حسرت نشکیبد ار نریزد
۴
که نه من ز دست خوبان نبرم به عاقبت جانتو مرا بکش که خونم ز تو خوبتر نریزد
صفحهٔ ۱ از ۲