خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل کس خسته آن زلف گرهگیر مبادهیچ دیوانه چو من در خور زنجیر مباد
۲
دل من طالب اکسیر شد و سوخت ز دردسوختم دل شده ئی طالب اکسیر مباد
۳
عاشقی دوش حدیث سر آن زلف بتابکرد تقریر و دلم برد که تقریر مباد
۴
طالب شیفته ئی آیتی از آن خط سبزکرد تفسیر و مرا کشت که تفسیر مباد
صفحهٔ ۱ از ۴