خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر آفتاب فقر و فنا جلوهگر شودشام فراق خاکنشینان سحر شود
۲
گر نور آفتاب دل افتد به خاک راهاکسیر قلب و سرمه صاحب نظر شود
۳
بر چشم دل جمال تو پیداست جهد مناینست کاین معاینه چشم سر شود
۴
گفتم بوصل شاد شوم غافل آنکه دلکمتر کند شکیب و غمم بیشتر شود
صفحهٔ ۱ از ۴