خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برفت هر که در اینخانه بود و یار بماندهزار نقش زدودیم تا نگار بماند
۲
دل مرا بکنار اختیار کرد و بچرخنماند و آرزوی چرخ در کنار بماند
۳
گذشت هر چه ز هر خار زخم دید گلمگلی بود که منزه ز زخم خار بماند
۴
بسیر باغ وجود آمد آن بهار و گذشتچه نقشها که درین باغ از آن بهار بماند
صفحهٔ ۱ از ۴