خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساقی درد کشان دی در میخانه گشودآشنائی نظر لطف به بیگانه گشود
۲
برد در پای خم و بر دل پیمان شکنمعقدهها بود بسی باز به پیمانه گشود
۳
دل شد آزاد چو او از شکن زلف بخالگره و سلسله و خم بسر شانه گشود
۴
دام بادانه بهر مرغ زیان بود و مراکار مرغ دل ازین دام که با دانه گشود
صفحهٔ ۱ از ۴