شعر را زندگی کن
خلوتی با صفای اصفهانی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب دوش که بود اینکه به خلوتگه ما بوددرین خانه نبود آدم بیگانه، خدا بود
۲
خدا بود درین خانه که شد بنده این خاکاگر شاه زمین بود و اگر ماه سما بود
۳
شه و ماه که باشند که ما بنده امریماگر شاه و اگر ماه که پرورده ما بود
۴
کجا بود که تا پای ز سر جلوه بجان کردمگر در دل سودا زده بی سر و پا بود
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth