خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آن گروه که شوریده شراب شدندشدند در پی آبادی و خراب شدند
۲
فدای همت دُردیکشان که هستی خویشتمام داده کشیدند درد و ناب شدند
۳
کشید دردی جام طلب بطفلی و پیربکوی میکده در عالم شباب شدند
۴
مخواه قدر فلک ذره باش بر در دوستکه ذرکان در دوست آفتاب شدند
صفحهٔ ۱ از ۴