خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با کاروان مصری چندین شکر نباشددر لعبتان چینی زین خوبتر نباشد
۲
این دلبری و شوخی از سرو و گل نیایدوین شاهدی و شنگی در ماه و خور نباشد
۳
گفتم به شیرمردی چشم از نظر بدوزمبا تیر چشم خوبان تقوا سپر نباشد
۴
ما را نظر به خیرست از حسن ماهرویانهر کو به شر کند میل او خود بشر نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳