خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط غبار تو بر روی چون تجلی طوربه درس عشق تو تفسیر کرده آیه نور
۲
خراب کرد غم عشق خانه تن مندل خراب من از این خرابه شد معمور
۳
خرابه تن من بود دار غم آبادبدست عشق که از او بپاست دار سرور
۴
مرا ز قد تو شوری بسر فتاده و دلبر آن سرست که بر پای گشته یوم نشور
صفحهٔ ۱ از ۴