خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آی که از غیر تو پرداختهام دلای سِرّ تو را سینهٔ سودازده منزل
۲
قربان تو میکردم اگر یافتمی جانبر زلف تو میبستم اگر داشتمی دل
۳
جز نقش خط از روی نکویت خط هستینقشیست که گردون زده بر آب به باطل
۴
چندان که بود کام تو از قتل من آسانکار من دلباخته از دست تو مشکل
صفحهٔ ۱ از ۴