شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه کسی؟ که هیچ کس را به تو بر نظر نباشدکه نه در تو باز ماند مگرش بصر نباشد
۲
نه طریق دوستان است و نه شرط مهربانیکه ز دوستی بمیریم و تو را خبر نباشد
۳
مکن ار چه می‌توانی که ز خدمتم برانینزنند سائلی را که دری دگر نباشد
۴
به رهت نشسته بودم که نظر کنی به حالمنکنی که چشم مستت ز خمار بَر نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth