خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن به که نظر باشد و گفتار نباشدتا مدّعی اَندر پس دیوار نباشد
۲
آن بر سر گنجست که چون نقطه به کُنجیبنشیند و سرگشته چو پرگار نباشد
۳
ای دوست برآور دَری از خلق به رویمتا هیچکسم واقف اسرار نباشد
۴
مِی خواهم و معشوق و زمینی و زمانیکاو باشد و من باشم و اغیار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۴