خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو گذشتم از علایق به جهان جان گذشتمرخ آن دیار دیدم ز سر جهان گذشتم
۲
بسمای فقر دیدم رخ آفتاب دولتبزمین او شدم پست وز آسمان گذشتم
۳
منم آن تهمتن سیر به نیمروز غزلتکه بپای رخش تاء/ئید ز هفتخوان گذشتم
۴
چو کشید شست تقدیر زه کمان وحدتبدل چو تیر از خانه نه کمان گذشتم
صفحهٔ ۱ از ۴