خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جنگ از طرف دوست دلآزار نباشدیاری که تحمل نکند یار نباشد
۲
گر بانگ برآید که سری در قدمی رفت«بسیار» مگویید که بسیار نباشد
۳
آن بار که گردون نکشد یار سبکروحگر بر دل عشاق نهد بار نباشد
۴
تا رنج تحمل نکنی، گنج نبینیتا شب نرود، صبح پدیدار نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳