خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار برداشت ز رخ پرده برای دل منبرد از من دل و بنشست به جای دل من
۲
نتوان گفت زمینست و سما خلوت دوستخلوت سلطنت اوست سرای دل من
۳
دل من بارگه سلطنت فقر و فناستآسمانست و زمینست گدای دل من
۴
عشق با آنکه هوای من و آب من ازوستتربیت یافته از آب و هوای دل من
صفحهٔ ۱ از ۴