خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دور عشقست گر ای نطقه دل خون باشیبه ازانست کزین دایره بیرون باشی
۲
نبرد ره دل آباد بگلگونه غیبای خوش آندم که خراب از می گلگون باشی
۳
ای نیاورده بکف دامن دولت در فقرگرد ره باش که تاج سر گردون باشی
۴
پای بر عرش حقیقت ننهی ایکه بعقلصاحب دستگه هوش فلاطون باشی
صفحهٔ ۱ از ۴