خلوتی با صفای اصفهانی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پورا بسلطنت رسی این پند گوش کنتاج سر از غبار در میفروش کن
۲
گفتار من که هست چو لولوی شاهوارمرجان گوش جان حقیقت نیوش کن
۳
هوش تو را مشاهدهٔ سِرّ غیب نیستخواهی به سِرّ غیب رسی ترک هوش کن
۴
گسترده است سفرهٔ دولت به بار دلای خاکسار بارگه فقر نوش کن
صفحهٔ ۱ از ۳