خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گویمت که سروی سرو این چنین نباشدور گویمت که ماهی مه بر زمین نباشد
۲
گر در جهان بگردی و آفاق درنوردیصورت بدین شگرفی در کفر و دین نباشد
۳
لعل است یا لبانت، قند است یا دهانتتا در برت نگیرم، نیکم یقین نباشد
۴
صورت کنند زیبا بر پرنیان و دیبالیکن بر ابروانش سحر مبین نباشد
صفحهٔ ۱ از ۳