شعر را زندگی کن
خلوتی با عثمان مختاری

بخش ۷۷ - رزم زنگی زوش با نقابدار سرخ پوش و گرفتن سرخ پوش او را گوید

شهریارنامه

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دگر رزم کاین تارم سیم و زربرین طاق فیروزه بگشاد در
۲
برآمد خروشیدن بوق کوسفلک صندلی شد زمین آبنوس
۳
دو لشکر دگر باره صف برکشیداجل باز از کینه خنجر کشید
۴
چنان بر فلک نعره مهره شدکه از کار دست دل زهره شد
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth