خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۸۶ - آمدن ارهنگ به میدان خورشید مینو گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برانگیخت از جای سرکش سمندستمکاره ارهنگ پولادوند
۲
سر ره به خورشید مینو گرفتازو ماند خورشید مینو شگفت
۳
یکی دیو واژونه دید او بلندبه دستش کمان و برش (بر) کمند
۴
ز خورشید مینو بپرسید نامنخست آن ستمکاره دیو فام
صفحهٔ ۱ از ۷