خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۸۷ - رزم سام با ارهنگ دیو و گرفتار شدن سام گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدو گفت ارهنگ کای نامدارچه نامی ز گردان زابل دیار
۲
مرا نام گفتا بود سام شیرکه گیرد کمندم به کین دم شیر
۳
فرامرز رستم بود باب منندارد هژیر ژیان تاب من
۴
بدو گفت ارهنگ کای ارجمندبخواهم ز تو خون پولادوند
صفحهٔ ۱ از ۱۰