خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۰۹ - داستان خلاص شدن شهریار از بند فرانک گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنون ای سراینده داستانز گفتار دهقان روشن روان
۲
مر این رزمگه ایدر اکنون بدارسخن گستر از نامور شهریار
۳
که کردش فرانک به بند اندرونبگویم کنون تا که شد کار چون
۴
جهان جوی هشت ماه در بند ماندکه در دیده جز اشک خونین نراند
صفحهٔ ۱ از ۷