خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۱۰ - مکر کردن دلارام در خلاصی شهریار از بند فرانک گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرانک شد آگه ز جوهر فروشبفرمود در دم به شیران زوش
۲
که دروازه ها را بگیرند تنگدلیران همه تیغ روئین به چنگ
۳
مر آن خواجه را پیش من آوریدروانش بدین انجمن آورید
۴
بگفتند مر فهر تجار رامر آن خواجه مکر کردار را
صفحهٔ ۱ از ۲۵