خلوتی با عثمان مختاری
بخش ۱۱۲ - رفتن فرانک با دلارام در شکارگاه گوید
شهریارنامه
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه از کوه بنمود رخسار مهرفرانک چنین گفت کای خوب چهر
۲
یک امروز دارم هوای شکارتو نیز ای نکو رخ کنون شو سوار
۳
که از سبزه دشتست زنگار پوشبه جوش است دشت از طیور و وحوش
۴
نشستند برباره گور سمبرآمد دم ناله گاو دم
صفحهٔ ۱ از ۲۵