خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اینان مگر ز رحمت محض آفریدهاند؟کآرام جان و انس دل و نور دیدهاند
۲
لطف آیتیست در حق اینان و کبر و نازپیراهنی که بر قد ایشان بریدهاند
۳
آید هنوزشان ز لبِ لعل بویِ شیرشیرینلبان نه شیر، که شکّر مزیدهاند
۴
پندارم آهوان تتارند، مشکریزلیکن به زیر سایهٔ طوبی چریدهاند
صفحهٔ ۱ از ۶