خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درخت، غنچه برآورد و بلبلان مستندجهان جوان شد و یاران به عیشْ بِنْشستند
۲
حریفِ مجلسِ ما، خود همیشه دل میبُردعَلَی الْخُصوص، که پیرایهای بر او بستند
۳
کسان، که در رمضان، چنگ میشِکـَستَنْدینسیمِ گُل بشنیدند و توبه بِشْکـَستَنْد
۴
بساطِ سبزه لگدکوب شد به پایِ نشاطزِ بَس که عارف و عامی به رقص بَرجَستَند
صفحهٔ ۱ از ۳