خلوتی با ابوالفرج رونی
شمارهٔ ۱۶ - ایضاً له
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روزگار عصیر انگور استخم ازو مست و چنک مخمور است
۲
خیز تا سوی باغ بشتابیمکز می و میوه اندر او سور است
۳
سیب سیمین سلب چو گوی بلوریا چو نوخواسته بر حور است
۴
خوش ترش زرد چهره آبی راطبع مرطوب و رنگ محرور است
صفحهٔ ۱ از ۷