شعر را زندگی کن
خلوتی با ابوالفرج رونی

شمارهٔ ۱۷ - ایضاً له

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر بخت را وجاهت و اقبال رانداستاز خدمت محمد بهروز احمد است
۲
بحری که میغ رزق به جودش مطیر گشتصدری که سطح ملک برایش محمد است
۳
«آزاده ای که در خور صدر است و بالش استفرزانه که لایق گاه است و مسند است »
۴
هر فضله ز عزمش رخشی است بادپایهر وصله ز حزمش درعی مزرد است
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth