خلوتی با ابوالفرج رونی
شمارهٔ ۱۸ - ایضاً له
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بار خدایا که جهان چون تو ندید استنام تو رسید است به جائی که رسید است
۲
کردار تو در جسم جوانمردی جان ستدیدار تو در چشم خردمندی دید است
۳
با وهم تو اسرار فلک روی گشاد استبا عدل تو اسباب بلا دست کشید است
۴
بحری است دلت کورا صد ابر غلام استابری است کفت کز وی صد بحر چکید است
صفحهٔ ۱ از ۵