شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۲۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
توانگران که به جنب سرای درویشندمروت است که هر وقت از او بیندیشند
۲
تو ای توانگر حُسن، از غنای درویشانخبر نداری اگر خسته‌اند و گر ریشند
۳
تو را چه غم که یکی در غمت به جان آید؟که دوستانِ تو چندان که می‌کشی بیشند
۴
مرا به علت بیگانگی ز خویش مرانکه دوستانِ وفادار بهتر از خویشند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth