خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۳۵ - ایضاً من نوادر طبعه و خیاله علیه الرحمه
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه به تنها دل من از پی دلدار به رفتهرکجا بود دلی، در سر این کار به رفت
۲
دل سودازده با سلسله رقصد زطربتا که در سلسله ی گیسوی دلدار به رفت
۳
ای خوش آن جان که نثار ره جانان گردیدسرفراز آن که سرش در قدم یار به رفت
۴
بوسه بر خاک در دوست تواند دادنهرکه منصور صفت تا به سر دار به رفت
صفحهٔ ۱ از ۴