خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۶۳ - و له ایضاً: عَلَیهِ الرَّحمَه
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد آیدم چو محنت ایام سخت خویشبر تن درم چو مردم دیوانه رخت خویش
۲
بیمار درد هجرم و مرگم بود طبیبدارم دوا زخون دل لخت لخت خویش
۳
پشمین کلاه خویش به سلطان نمی دهمگر فی المثل عوض دهدم، تاج و تخت خویش
۴
شاهی که جور پیشه نماید همی زندبا دست خویش تیشه به پای درخت خویش
صفحهٔ ۱ از ۲