خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۲۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآیدروی میمون تو دیدن در دولت بگشاید
۲
صبر بسیار بباید پدر پیر فلک راتا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید
۳
این لطافت که تو داری همه دلها بفریبدوین بشاشت که تو داری همه غمها بزداید
۴
رشکم از پیرهن آید که در آغوش تو خسبدزهرم از غالیه آید که بر اندام تو ساید
صفحهٔ ۱ از ۳