خلوتی با محیط قمی
شمارهٔ ۸۲ - ایضاً منه علیه الرَّحمَةِ و الغُفران
هفت شهر عشق
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ز غنم کم گو، از فقر و فنا دم زنسلطان حقیقی شو، پا بر همه عالم زن
۲
این ملکت فانی را، با دون طلبان بگذاردر دولت باقی چنگ، چون زاده ی ادهم زن
۳
رب ارنی گویان، در طور تقرب شوبی واسطه ی جانان، ای موسی جان دم زن
۴
این قالب تن بفکن، این قید روان بشکندر چرخ تجرد گام، چون عیسی مریم زن
صفحهٔ ۱ از ۳