شعر را زندگی کن
خلوتی با محیط قمی

شمارهٔ ۱۲۰ - و له ایضاً علیه الرحمه

هفت شهر عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم آن دارم کز آن آتش که بر تن می‌زنیشعله‌ای بر جان زنی آن دم که دامن می‌زنی
۲
از همان آتش که زد در خرمن پروانه شمعاز تجلی هر زمان ما را، به خرمن می‌زنی
۳
حاضرم در بندگی بر هرچه فرمان می‌دهیسر نمی‌پیچم گرم با تیغ گردن می‌زنی
۴
آن چنانم بی‌خبر از خود که آگه نیستمخارم از پا می‌کشی یا تیر بر تن می‌زنی
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth