شعر را زندگی کن
خلوتی با محیط قمی

شمارهٔ ۱۲۱ - مزیّن به منقبت حضرت ولایت پناه

هفت شهر عشق

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذار خواجه زسر، خواب خوش سحریبه گذشت عمر عزیز تا چند بی خبری
۲
دنیا و هرچه در اوست، هیچ است و تو همه چیزتا چند ای همه چیز، غم بهر هیچ خوری
۳
ای شیخ طعنه مزن، بر می کشان که بوددر پرده باده کشی، بهتر ز پرده دری
۴
ناید ز نوع بشر، چون تو بدیع جمالروحی تو یا ملکی، شمسی تو یا قمری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth